!!خب ديگه
خونه تکونی!!!

بَچا بَچا !!! من از روز یعنی سال ١٣٨١ وبلاگ دارم ...و و و و ه ه ه ه خیلی زیاده آخ جون یعنی عمر وبلاگه من ٨ ساله! از پسرم هم دوسال بزرگتره...یادم رفته بود وبلاگ دارم ها!!!زبان- یکی از دوستان پیغام داده بود وبلاگت رو یافتم گفتم یا الله این چیه که خودم خبر ندارم یهویی دیدم آره وبلاگ دارم نیشخند حتی یوزر پسش رو هم دارم یعنی اینقدر پس های مختلف رو زدم تا اومد بالاخره. الان برخی دوستان فکر میکردن من رفتم اونور آب واسه همین نمینویسم باید بگم

 

نچ

 

ما موندیم ایران دیگه هم نمیخوایم بریم تا چشم دولت استرالیا رو کور کنیم و حسرت بودن متخصصانی مثل ما در اون کشور رو به دل کوردلان استرالیایی بزاریم...یکی از دلایلی هم که اینقدر اینا به ایران گیر میدن میگن چرا این فینگیلی با مامان عینک و باباشقلب رو نمیذارین بیا ن اینور !! خلاصه دردسرتون ندم اینقده اصرار کردن ولی ما نرفتیم....فینگیلیه من الان ۶ سالشه و الان کلاس اولهشیطان یعنی دقیقا امسال اولین سال از باقی سالهایی هست که من باید بدبختی بکشم با درس آقای فینگیلی..آخی بچم دیگه فینگیلی نیست باید واسش یه اسم دیگه انتخاب کنم...خلاصه اینکه ما ایران موندیم تو انتخابات هم بودیم و شکاف سیاسی بین من و آقای خونه یهویی شد قد یه دره گنده. ولی دوستان میدونن من و آقای خونه اول یه دل سیر به طرفای همدیگه از گل نازکتر میگیم بعد میشینیم در صفای کامل خانوادگی محبت نوش جان می کنیم..جوری که فینگیلی اولها فکر میکرد ما دعوا میکنیم ولی الان میدونه ما فقط با صدای بلند طرفدارهای گروه مخالف رو مورد نوازش قرار میدیم. میدونم درکش برای دوستان سخته ولی آیی حال میده آی حال میده تا تجربه نکرده باشین نمیفهمین من چی میگم...تو خونه ما دموکراسی کامل برقراره ولی نمیدونم چرا هیچ کس به ما جایزه ای پولی پایزه ای نمیده؟متفکر ای آمریکای جنایتکار..

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ - tahamtan 61
از در شکست کاذب!!!

 

 

این مدت که نبودم تو یه سایت الواتی میکردم به اسم میاگرت هلپ که جای فوق اعلاده ای هست برای مسافرین استرالیا....توش بهم متلک انداختن عصبانی شدم منو انداختن بیرون بعد عصبانی شدم، بعد داداشم گفت خانم خونه تو داری از دست این تفکرات میری رفتی دوباره خودتو انداختی تو هچل؟؟؟ حالا شاکی نیستم ولی به تمام دوستانی که قصد مهاجرت دارن توصیه میکنم حتما به این سایت سر بزنین www.migranthelp.com

من میخواستم یه جهتی به این وبلاگ بدمتا علاوه بر نوشتن روزمره گی هام مطلب مفید هم از توش در بیادخو ب اول خاطرات

فینگیلی شدیدا بزرگ شده....شده یک عدد هوو برای بنده....چرا؟ نه هوو نه آقا بالا سر .....هر موقع بخواد باید بیدار بشم هر موقع بخواد باید بخوابم ...یییییییییییییییی، لجمو در میاره ولی بچست دیگه هیچ کاریش نمیشه کرد عملا

آجی هم حسابی بزرگ شده راه میره حرف میزنه که در نوع خودش بی سابقه است...آجی خیلی جیگره ..شاید تصمیم بگیرم و شما رو در ذوق کردنش سهیم کنم به امید اون روز..

خوب تصمیم جدید من برای وبلاگم بخش جدیدی به عنوان احکام ازدوج است یعنی همسران در مقابل هم چه وظیفه ای دارن...چون دو قشر شدیدا تو این موضوع مشکل دارن یکی اونایی که خیلی مذهبین یکی اونایی که به مذهب اعتقادی ندارن حالا خودتون متوجه میشین منظورم چیه

این احکام از مراجع عظام هست حکمهایی هم که با هم مشترک نیستن رو حتما میگم که کی چی گفته

اول از همه ترجیح میدم فمینیستی برخورد کنم و در رابطه با خانمها باشد

یکی از حقوق زن نسبت به مرد این است که مرد نباید در خانه عصبانی مزاج و تندخو باشد بلکه باید خوشاخلاق و گشاده رو باشد.

تذکر این نکته بسیار ضروری به نظر میرسدکه خوش اخلاق بودن و خوشرو بودن به این نیست که وقتی همه چیز مطابق میل بود انسان خوشبرخورد باشد بلکه خوشرفتاری زمانی است که وقتی مساله ای اتفاق می افتد که معمولا مردان با روبرو شدن با آن عصبانی می شوند انسان بتواند جلو خشم خود را بگیرد و اخلاق نیکو را پیشه کند. بنابراین آقایان محترم باید توجه داشته باشند عصبانی بودن در منزل و یا داشتن توقعات زیادی از اهل منزل و یا امر و نهی کردن بیش از حد در خانه و ...مواردی از این قبیل موجب میشود نتوانند به طور کامل به گونه ای که خدا راضی باشد حق همسر و بچه های خود را بپردازد.

مساله: اگر زن از روی جهل(به دل نگیرین خانمها) اشتباهی انجام داد مرد باید او راببخشد

مساله: مرد باید با زن خود خوشزفتار باشد و با او با روی گشاده برخورد کند

پس ایمان یک مرد از ریش، هیکل، اخم، بچه پررویی و .... مشخص نمیشود بلکه از رفتار نیکوی او با همسر و فرزندانش معلوم میشود....اونی که میره دعای ندبه بعدش سر زن و بچش داد میزنه...امام زمان حتی نگاهشم نمیکنه...همینه که هست ..آقایون بداخلاق اخلاقتونو خوب کنین...

این مسایل استفتا از امام و از تحریر الوسیله بود و مطالب نوشته آقای سید مسعود معصومی

راستی نشد آبجی خودمو نشونتون ندم بسکه این بچه جیگره

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٤/٢٠ - tahamtan 61
از در تفکرات نهادینه شده2 !!!

سلام

بعد از نوشتن آخرین مطلبم به این نکته پی بردم مردا خیلی شاسکول تر از زنها هستن...چون هیچ نیازی به وجود زن به طور دایم  ندارن ....آخه اونا همه چی تو زندگی دارن...فقط غرولند و نق نق و آبغوره های گالنی و تحمل خانواده نه چندان خوشایند خانم و رفتارهای نه چندان دوستانه خانم با خانواده آقا رو کم دارن..یعنی واقعا مردا سر درد نکرده رو دستمال می بندن....پولشو داره دوست دخترشو داره رفیقاشو داره آزادی شو داره خلاصه همه چی داره جز یه زلزله ۲۰ ریشتری اونم به مدت یک عمر رو کم داره...پس چیه که آدما رو واسه یه عمر پیش هم نگه میداره؟ خانم میدونه ۵۰ درصد امکان داره روش هوو بیاد یا حداقل رابطه بیرون از منزل،شوهرش دست بزن داشته باشه، یارو معتاد از آب در بیاد یا حالا هر چی دیگه...باز مردا بیشتر خیالشون راحته که زنشون خیانت نمی کن....به نظر من خدا یه چیزی در وجود انسانها گذاشته که همدیگرو جذب میکنن...مثلا فداکاری، عشق، واسه دیگران سوختن و عشق به داشتن خانواده رو در وجود زن، و مردانگی، احساس تعلق،تا کی نیمرو بخوریم رو در مردها...حالا مهرشونم به دل همدیگه می افته ولی این یه چیز جالبه...زندگی متاهلی باعث میشه آدم متعادل میشه اگه آدم مشکل روانی نداشته باشه میذاره تاهل عادات بدش رو ازش بگیره..مثلا من خیلی قلدر بودم حالا موش شدم...ببینین آقای خونه چه کرده...یاآقای خونه خیلی زیاده از حد دلرحم بود حالا داره بهتر میشه...(بالاخره مرد باید یه ابهتی داشته باشه دیگه!!!)خلاصه ازدواج همش داستان عشق هست و محبت و دوست داشتن.....همدلی همراهی همزبانی...امیدوارم دوستان متاهل خانوادشون همیشه گرم باشه حتی با دعواهاش چون اونا بیشتر جذابش میکنه...و دوستان مجرد همسری پیدا کنن که همراهش آرامش هم در میان زندگیش لونه کنه

حالا از هر چه بگذریم صحبت دوست و استرالیا خوش تر است آقا هومن ویزاش اومده بعد از ۲ سال و ۲ ماه واقعا تبریک داره  من اگه از همراهان ایشون بودم حتما اسم ایوب رو به عنوان اسم مستعارشون قرار میدادم...من ۶ ماهه لاج کردم ولی حلقم تو دهنمه واقعا ایشون از صابرین هستن میگن امسال سال ویزان یعنی مال ما هم میاد ایشالا..ایشالا...یه آهنگ قشنگدارم میخوام بذارم

Un-break My Heart"

Don't leave me in all this pain
Don't leave me out in the rain
Come back and bring back my smile
Come and take these tears away
I need your arms to hold me now
The nights are so unkind
Bring back those nights when I held you beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked out of my life
Un-cry these tears
I cried so many nights
Un-break my heart
My heart

Take back that sad word good-bye
Bring back the joy to my life
Don't leave me here with these tears
Come and kiss this pain away
I can't forget the day you left
Time is so unkind
And life is so cruel without you here beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked out of my life
Un-cry these tears
I cried so many nights
Un-break my heart
My heart

Don't leave me in all this pain
Don't leave me out in the rain
Bring back the nights when I held you beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked out of my life
Un-cry this tears
I cried so many, many nights
Un-break my

Un-break my heart oh baby
Come back and say you love me
Un-break my heart
Sweet darlin'
Without you I just can't go on
Can't go on....

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/۱/٢۸ - tahamtan 61
از در تفکرات نهادینه شده!!!

خب دیگه جینگیلیا!!!!

سلام به همه... من روزای خاکستریم تموم شده بود ولی کامپیوتر ترکیده بود کوزه گر هم که همیشه از کوزه شکسته آب میخوره...آقای خونه واسه همه وقت داره به ما که میرسه وقتش فینیتو.....حالا باید با التماس گریه خواهش کنایه متلک تهدید خودکشی وادارش کنی یه نیمساعت  وقت بذاره واسه این مادر مرده کامپیوتر....حالا من به یه فکری خوردم ... آدم واسه چی ازدواج میکنه؟؟...اون موقع احساس تنهایی واستقلال و عشق منو متمایل به ازدواج کرد بعد از ازدواج دیدم واااااااااااااااااای گول خوردم پفک زیادی خوردم.....چرا؟ چون من اصلا به مسئولیتهاش فکر نکرده بودم...خلاصه من گفتم اوکی ما که حالا تو این هچل افتادم یه فینگیلی هم میارم که خوشبختیم چند صد برابر بشه واسه همین جلو لشکر خانوادگی وایسادم و فینگیلیو اوردم میبینید منو!!! همه واسه بچه دار نشدن جلو لشکر وا می ایستن من واسه آوردن ....آخه من همه کاریو تو مجردی انجام داده بودم و میخواستم طعم داشتن خانواده رو احساس کنم ....الان فینگیلی ۳ ماه مونده بشه ۴ سالش به همین راحتی و بر زبان.....ولی باید اعتراف کنم پدر صابم در اومده....تنها اشتباهم تو زندگیم نشناختن آقای خونه قبل از اومدن فینگیلی بود اگه اون موقع دوسال طول میکشید بشناسمش الان ۴ ساله هنوز سر از خیلی از رفتاراش در نمیارم چون باید سر از رفتار فینگیلی هم در بیارم من الان ۶-۲۵ سالمه وقت تولد فینگیلی ۲۱ بودم و وقت ازدواج ۲۰ ساله....اون موقع فکر میکردم چقدر عقل کل هستم ولی الان میبینم چاله های عمیق زندگی الان به خاطر اون موقع است حالا از حرفم دور نشم ...اولین احساس برای ازدواج تنهاییم بود الان چی؟؟؟     آقای خونه تا۸ شب سر کاره و فقط جمعه ها خونست که باز به بطالت میگذره دومین دلیل استقلال بود که عملا رد هست چون اگه قبلا حرف مامانمو گوش نمیکردم اوکی ناراحت میشد و خدا ایضا ..ولی الان چی تا آقای خونه از دستم اوکی نشه فرشته های آسمون همشون به جماعت منو لعنت میکنن ضمن اینکه شفاعت معصومین هم نصیب حال من نمیشه حالا من بد بخت گناهان خودم هست جواب لعنتهای فرشته ها رو هم باید بدم جونیم رو هم که گذاشتم کف دستم واسه فینگیلی و آقای خونه...حالا فردا که علیل بشم آقای خونه یه زن خونه میاره و فردا هم که فینگیلی بزرگ بشه میخواد منو ترک کنه بره سراغ سوگلیش و سالی به دوازده ماه یک بار بیاد دیدنم
حالا این وسط دهن سرویس کیه.....فاطمه
ته چاه ویل خدا کیه......فاطمه
ضامن خوشبختی خانواده کیه......فاطمه
حالا فردا هم میگن تو قیامت ای کسی که حجابتو نیمچه رعایت کردی بگیر.....کیش کیش اوفت (این ضربات شلاق بود)
ای کسیکه غیبت فامیل بی اخلاق شوهرتو کردی بگیر.....کیش کیش اوفت آآآآآآ
ای کسیکه به حرف شوهرت گوش نکردی بگیر .....کیش کیش اوفت آآآآآآآ
حالا یه چیز جالب دو سه سال پیش من و آقای خونه سر یه مسئله شرعی سر طهارت  زمین با هم بحثمون شد آقا زنگ زدیم قم دفتر یکی از علما یارو پیر پیر بود بعد گفت اونی که شوهرم میگفته درست بوده بعدشم گفت حتی اگه شوهرتم درست نمیگفت تو حق اعتراض نداشتی!
حالا جالبه من با این همه روشنفکری نمیدونی چه جوری به این چیزا اعتقاد دارم فتیر....چراشو نمیدونم.... منی که اون موقع داشتم با پسرای کوچمون سنگ بازی میکردم هیچوقت فکر نکرده بودم یه روزی کوچک این جنس از مردم باشم؟ برا همین دوست ندارم دختر دار بشم چون طفلی هم مثل من و بقیه زنان مسلمان میشه چون وظیفه اول زنان مسلمان شوهر داری خانه داری و بچه داری میشه و کسی که از روی عشق سرو سامون میگیره کارهای بزرگ رو باید در ذهنش فراموش کنه...شاید بعضیا بگن نهههههههههههههههه من و شوهرم که اینجوری نیستیم ما مثل دو تا دوستیم ما با هم تفاهم داریم میترکونیم از تفاهم میخوام بدونم اگه طرف کار خونه نکنه و خونه داری بلد نباشه بازم دوستین با هم ؟ یا بچه داری ؟ما زنها حتی اجازه کارای بزرگ داشته باشیم و بتونیم انجام بدیم بازم باید خرد بشیم از بین بریم بدون درد و خونریزی چون کار خونه کار مرد کار بچه و کار بیرون باید با هم انجام بشه حالا اگه کار خونه رو به ظرفشویی رختشویی و آشپزی فقط تقسیم کنیم زن باید خودشو ۴۰ تیکه کنه بذاره سر هر کار ما زنها هم واقعا انسانهای کمیک هستیم انگار خدا تمایل به شوهر و بچه رو در ذات ما زنها گذاشه و خودخواهی و تعصب رو در ذات مردها خدا خیلی بزرگه...امیدوارم ازم راضی باشه و عاقبت هممونو به خیر کنه و منو در تربیت فینگیلی کمک کنه تا بتونم تو بلاد غربت قینگیلیو حسینی بار بیارم
موفق باشین دوستان

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱٢/٢٦ - tahamtan 61
از در خستگی!!!

خب دیگه دوستان من !

ممنونم که اینقدر حواستون به من است ولی من الان دارم روزهای خاکستری هودمو میگذرونم دل و دماغ نوشتن و ارتباط رو ندارم روزای سختیه روزای خاکستری چون نه سیاهه نه سفید پس تو نمیدونی مال کدوم وری و تصمیم گیری حسابی سرویس کننده است

به امید خوشی واسه همتون فعلا بای

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۸/٤ - tahamtan 61